اون هایی که از دموکراسی و حقوق بشر فقط پوشیدن لباس مرتب و شیک و گفتن کلمات خاص و جدید را بلدن کجا هستند؟

"حتی تو بازی شطرنج هم زدن سرباز افتخار نیست"

+ نوشته شده در  92/11/23ساعت 15:40  توسط حامد غلامي | 

از تمام عزیزانی که پیش قادر متعال آبرویی دارن و مثل من روسیاه نیستن التماس دعا دارم. برای رفع حاجتی که دارم از همه التماس دعا دارم.ان شاء الله در مشهد الرضا نایب الزیاره همه بزرگواران باشم.

من حرمت محرم حسین رانگه نداشتم

من چند بار توبه کردم ولی باز شکستم

 

+ نوشته شده در  92/04/01ساعت 8:8  توسط حامد غلامي | 

تاریخچه حرم امام حسین(ع)


 از زمان شهادت سید و سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع)و یاران با وفایش در روز عاشورا ساخت مرقد آن امام همام که امروز مرکز حضور عاشقان ایشان از سراسر جهان است سیر تاریخی را گذرانده است که در گزارش تصویری - تشریحی ذیل که توسط بخش پژوهشی سایت حرم مطهر حضرت اباالفضل العباس(ع) تهیه شده است، تقدیم شما می گردد.

1-در روز 13 محرم الحرام سال 61 هجری و سه روز پس از واقعه عاشورا قبیله بنی اسد که در نزدیکی کربلا زندگی می کردند تحت نظارت حضرت سجاد(ع) پیکر امام حسین(ع) و یاران با وفایش را به خاک سپردند که تصویر آن براساس روایات نقل شده طراحی گردیده است.

2-در سال 65 یا 66 هجری به دستور حاکم آن زمان عراق مختار ثقفی(ره) اولین بنا به صورت یک مسجد آجری برروی مرقد مطهر حضرت امام حسین ساخته شد و همچنین روستایی در آن منطقه بنا گردید که این هسته شکل گیری شهر کربلا شد.

3-در سال 171 هجری به دستور هارون خلیفه عباسی شهر کربلا از جمله بنای اصلی مرقد امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) تخریب گردید.

4-در سال 198 هجری مامون عباسی برای نزدیک شدن به طرفدران اهل بیت(ع) و کم کردن مشکلات ناشی از قتل برادرش امین اقدام به بازسازی مجدد حرم امام حسین(ع) کرد.

5-در سال 232 هجری متوکل عباسی که کینه شدیدی نسبت به اهل بیت(ع) داشت چهار بار اقدام به تخریب مرقد امام حسین(ع) کرد.

6-در سال 248 هجری مرقد امام حسین(ع) توسط منتصر عباسی بازسازی و گسترش داده شد وبرای راهنمایی زوار یک ستون بلند در صحن حرم ساخته شد.

-در سال 271 هجری حسن علوی پادشاه طبرستان و دیلم کار توسه حرم مطهر حضرت امام حسین(ع) را برعهده گرفته واقدام به ساخت مسجی بزرگ وگسترش حرم کرد و پس از مرگ وی برادرش محمد علوی در سال 280 با ساخت ایوان ویک گنبد بزرگ و دو ایوان و دیواری دور حرم وخانه های ساکنین کربلا کار ساخت را به پایان رساند.

8-در سال 368 هجری عمران بن شاهین از حاکمان جنوب عراق حرم مطهر را بار دیگر بازسازی کرد.

9-بین سالهای 369 تا 372 هجری به دستور عضد الدوله دیلمی کار بازسازی و گسترش و ساخت حرمین امام حسین(ع)و حضرت اباالفضل العباس(ع)آغاز گردید.

10-از سال 740 تا 790 هجری در دوره سلاطین آل جلایر بازسازی وساخت بنای اصلی و کنونی حرمین مطهر امام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) انجام شد.

11-در سال 1980 میلادی مسیر بین الحرمین و دیوار حرمین مطهر ساخته شد.

12- اما امروز و پس از سقوط رژیم بعث عراق توسعه حرمین مطهرامام حسین(ع) و حضرت عباس(ع) پیشرفت چشمگیری به خود گرفته است.


+ نوشته شده در  92/02/09ساعت 9:2  توسط حامد غلامي | 
دوم اسفند ماه 1391 ، آیت الله عزیز خوشوقت، رضوان الله تعالی علیه، در سن 86 سالگی، در مکه مکرمه، به دیدار معبود و معشوق خویش شتافت.
آن مرد بزرگ، عمری را در مسیر کسب معرفت و رضایت حضرت حق سپری کرد و برای دعوت مومنان به صراط مستقیم که همانا مسیر بندگی و دوری از گناه بود، لحظه ها را نیز غنیمت شمرد.

ضمن عرض تسلیت به مناسبت برپایی مراسم چهلمین روز ارتحال آن عالم ربانی از سوی بیت شریفشان، مخاطبان گرامی را به دیدن تصاویر اختصاصی و یا کمتر دیده شده از آن عالم سالک الی الله دعوت می نماید.

امید است همه ما بتوانیم گام در مسیری بگذاریم که آیت الله خوشوقت و سایر اولیای خدا را به سعادت دنیا و آخرت رسانید.

عکس های پرسنلی آیت الله خوشوقت از دوران نوجوانی تا 80 سالگی




دستخط های آیت الله خوشوقت



تاریخ اشتغال به تحصیل حوزوی


نام و نام خانوادگی 


شعر مناسبتی فاطمیه


شعر

مدارک شخصی




مدرک دوران تحصیل دبیرستان


+ نوشته شده در  92/01/26ساعت 13:2  توسط حامد غلامي | 
بعد از رحلت رسول خدا(ص)، عباس بن عبدالمطلب نزد دختر پیامبر رفت و از وی خواست تا مقداری از اموال رسول خدا را برای پذیرایی از مهمان‌ها و مصارف دیگرش به وی بدهد، لکن معلوم شد دختر پیامبر همه آنها را در راه خدا وقف کرده و چیزی باقی نمانده است.
  وصایای طاهره صدیقه (س) در سه بعد: مالی، مکتوب و شفاهی مورد بررسی قرار می گیرد:

الف. وصیت‌نامه مالی

فاطمه(س) در روزهای پس از رحلت رسول خدا(ص)، در مورد اموال موقوفه و شخصی خویش وصایایی داشت و بسیاری از اموالی را که از رسول خدا(ص) به وی رسیده بود، وقف کرد. نقل شده است: بعد از رحلت رسول خدا(ص)، عباس بن عبدالمطلب نزد دختر پیامبر رفت و از وی خواست تا مقداری از اموال رسول خدا را برای پذیرایی از مهمان‌ها و مصارف دیگرش به وی بدهد، لکن معلوم شد دختر پیامبر همه آنها را در راه خدا وقف کرده و چیزی باقی نمانده است.

 در اینجا دو نمونه از وصایای مالی آن حضرت را ذکر می‌کنیم.

 1. حیطان سبعه

 حیطان سبعه، باغ‌های هفت گانه‌ای بود که اطراف آن دیوار کشیده شده بود. بنا به روایتی، حضرت فاطمه(س) وصیت کرده بود تا این باغ‌ها وقف امور خیریه شود. ابوبصیر می‌گوید: خدمت امام باقر(ع) رسیدم. او فرمود:آیا وصیت‌نامه مادرم فاطمه(س) را دیده‌ای؟ عرض کردم: نه. سپس درخواست کردم آن را بر من بخواند. امام باقر(ع) زنبیل کوچکی را آوردند و نوشته‌ای را در مقابلشان نهادند که درباره حیطان سبعه بود. در آن وصیت‌نامه آمده بود.

 بسم الله الرحمن الرحیم. هذا ما اوصت به فاطمه بنت محمد رسول الله(ص) اوصت بحوائطها السبعه: العواف و الدلال و البرقه و المثیب و الحُسنی و الصافیه و مالام ابراهیم الی علیٌ بن ابی‌طالب(ع) فان مضی علیّ فالی الحسن فان مضی الحسن فالی الحسین فان مضی الحسین فالی الاکبر من ولدی. شهد الله علی ذلک و المقداد بن الاسود و الزبیربن عوام و کتب علی بن ابی‌طالب(ع)؛

 به نام خداوند بخشنده مهربان. این، چیزی است که فاطمه دختر محمد رسول الله(ص) بدان وصیت کرده است. فاطمه(س) وصیت می‌کند به باغ‌های دیوار کشیده هفت‌گانه که عبارت‌اند از: العواف، الدلال، البرقه، المثیب، الحسنی، الصافیه، و مشربه ام ابراهیم... که درآمد اینها باید در راه خدا برای نصرت اسلام مصرف شود. من وصی خود را علی بن ابی‌طالب(ع) قرار می‌دهم. چنانچه او درگذشت، وصی من فرزندم حسن است و اگر او درگذشت، فرزند دیگرم حسین وصی من است و چنانچه حادثه‌ای برای او پیش آمد، بزرگ‌ترین فرزند پسر باقیمانده‌ام آن را به عهده می‌گیرد. خداوند را بر این وصیت شاهد می‌گیرم و همچنین مقداد بن اسود و زبیر بن عوام بر آن گواهی خواهند داد.

  امام باقر(ع) فرمود : مادرم فاطمه(س) این وصیت را انجام داد و پدرم علی بن ابی‌طالب(ع) آن را نوشت و برای همیشه باقی ماند.[1[

 2. ام العیال

 ام العیال از دیگر موقوفات فاطمه زهرا(س) است که بیست هزار نخل داشت و نیز میوه‌هایی چون لیمو و پرتقال و ... در آن کشت می‌شد. فاطمه اطهر(س) آن را نیز وقف فقرا و سادات کرد که در کتاب‌های عامه و خاصه چنین آمده است: امُّ العیال صدقه فاطمه بنت رسول الله(ص)؛ ام العیال صدقه فاطمه دختر رسول خداست.

 حضرت فاطمه(س) برای آن هم وصیت‌نامه خاصی نوشت؛ زیرا این منطقه از اهمیت والایی برخوردار بود. امّ العیال امروز هم دارای چشمه‌های پر آب و سرشار است و از مناطق سرسبز و ییلاقی به شمار می‌رود.[2]


ب) وصیت نامه الهی ـ سیاسی

 آن حضرت وصایای شفاهی و غیر مکتوب نیز داشت و به حضرت امیرمومنان(ع) سفارش‌هایی کرد. این وصیت در آخرین ساعات واپسین عمر مطرح شد و فرازهای مختلفی دارد.

 

1. ای علی! مرا یاد کن.

 او در لحظه‌های واپسین زندگی به امیرمومنان علی(ع) فرمود:

 قالت: یا اَبَاالْحَسَنِ لَمْ یَبْقَ لِی اِلاّ رَمَقٌ مِنَ اَلْحَیاهِ وَ حَانَ زَمانُ الرَّحِیلِ وَالْوِداعِ فَاسْتَمِعْ کَلامِی فَاِنَّکَ لا تَسْمَعُ بَْعدَ ذلِکَ صَوْتَ فاطِمَهَ ابَداً اوُصیکَ یَا اَبَاالْحَسَنِ اَنْ لا تَنْسَانِی وَ تَزُورَنی بَعدَ مَمَاتِی؛ ای اباالحسن! برای من لحظه‌ای بیش از زندگانی نمانده است و زمان کوچ و خداحافظی فرارسیده است. سخنان مرا بشنو؛ زیرا پس از این صدای فاطمه را هرگز نخواهی شنید. ای اباالحسن! تو را وصیّت می‌کنم که مرا فراموش نکنی و پس از وفات من همواره مرا زیارت کنی.[3[


 2. خواندن قرآن

 همچنین حضرت زهرا(س) در کلمات ارزشمند دیگری، به امام علی(ع) وصیّت فرمود که: اِذا اَنَا مِتُّ فَتَوَلَّ اَنْتَ غُسْلِی وَ جَهِّزْنِی وَ صَلِّ عَلَیَّ وَ اَنْزِلْنِی قَبْرِی وَ الْحِدْنِی وَ سَوِّ التُّرابَ عَلَیَّ وَ اجْلِسْ عِنْدَ رَاسِی قَبالَهَ وَجْهِی فَاَکْثِرْ مِنْ تِلاوَهِ وَالدُّعَاءِ فَاِنَّها ساعَهٌ یَحْتاجُ الْمیِّتُ فیِها اِلی اُنْسِ الاَحْیاءِ وَ اَنَا اَسْتَوْدِعُکَ اللهَ تَعَالی وَ اُوصیِکَ فِی وَلَدیِ خَیْراً؛

 وقتی وفات کردم تو غسل و کفن مرا به عهده گیر، و بر من نماز بگزار، و مرا درون قبر گذاشته، دفنم کن و خاک را بر روی قبر من ریخته، سپس هموار ساز و بر بالینم رو به روی صورت من بنشین و زیاد قرآن بخوان و دعا کن؛ زیرا در چنین لحظه‌هایی مردگان به انس گرفتن با زندگان نیاز دارند. من تو را به خدا می‌سپارم و درباره فرزندانم سفارش نیکوکاری دارم.[4[


 3. ازدواج با امامه

 از وصایای دیگر حضرت زهرا(س) به علی(ع)، توصیه به ازدواج با دختر خواهر فاطمه(س) امامه بود که فرمود:

 جَزاکَ اللهُ عَنِّی خَیّرَ الْجَزاءِ یَابْنَ عَمِّ رَسولِ اللهِ اَوصیِکَ اَوَّلاً اَن تَتَزَوَّجَ بَعّدِی بِاِبْنَهِ اُخْتِی اَمَامََهَ فَاِنَّها تَکونُ لِوَلِدِی مِثْلِی فَاِنَّ الرَّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ؛[5] ای پسر عموی پیامبر! خداوند تو را پاداش نیکو دهد! اولین وصیت من به تو این است که چون مردان به زنان نیاز دارند. پس از من با دختر خواهرم امامه ازدواج کن؛ زیرا او همانند من با فرزندانم مهربان است.[6[

 

4. آنان را آگاه مساز!

 حضرت زهرا(س) در تداوم مبارزات منفی علیه کودتاگران سقیفه، به امام علی(ع) وصیت کرد:

 اِنِّی اُوصیِکَ اَنْ لایَلِیَ غُسْلِی وَ کَفَنِی سِواکَ وَ اِذا اَنَا مِتُّ فَادْفِنِّی لَیْلاً وَ لا تُوذِّنَّنَ بِی اَحَداً، وَ لا تُوذِنَنَّ بِی اَبَابَکْرِ وَ عُمَرَ وَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ رَسولِ اللهِ(ص) اَنْ لا یُصَلِّیَ عَلَیَّ اَبُوبَکْرٍ وَ لا عُمَرُ؛[7[

 همانا من تو را وصیت می‌کنم که غسل و کفن کردن مرا کسی غیر از تو انجام ندهد و وقتی وفات کردم، مرا شب دفن کن و هیچ کس را خبر نکن و ابوبکر و عمر را نیز مطّلع نساز و تو را سوگند می‌دهم به حق رسول خدا(ص) که ابوبکر و عمر بر جنازه من نماز نخوانند.[8[

 امام صادق(ع) نقل فرمود که حضرت زهرا(س) در لحظه‌های آخر زندگی خطاب به علی(ع) فرمود:

 اِذا تَوَفَّیْتُ لا تُعْلِمْ اِلاّ اُمَّ سَلَمَهَ وَ اُمَّ اُیْمَنَ وَ فِضَّهَ وَ مِنَ الرِّجالِ اَبْنَیَّ وَ الْعَبّاسَ وَ سَلْمانَ وَ عَمّاراً وَ المِقْدادُ وَ اَبّاذَرَ وَ حُذَیْفَهَ وَ لا تُدْفِنِّی اِلاّ لَیْلاً وَ لا تُعْلِمْ قَبْرِی اَحَداً؛[9] وقتی وفات کردم به هیچ کس اطلاع نده، جز اینکه از زنان به امّ سلمه و امّ ایمن و فضّه، و از مردان به دو فرزندم حسن و حسین(ع) و عبّاس و سلمان و عمّار و مقدار و اباذر و حذیفه خبر ده. مرا دفن نکن، مگر در شب و قبر مرا به هیچ کس اطلاع نده تا مخفی بماند.[10[

 حضرت زهرا(س) به اسماء بنت عمیس فرمود:

 یا اَسْماءُ اِذا مِتُّ فَاغْسِلْینِی اَنْتِ وَ عَلِیُّ بْنُ اَبِی‌طالِبٍ(ع) وَ لا تُدْخِلِْی عَلَیَّ اَحَداً؛[11] ای اسماء، وقتی من از دنیا رفتم، تو و علی(ع) مرا غسل دهید و هیچ کس را در کنار جنازه من راه ندهید.[12[

 

5. دشمن من و رسول خدا را آگاه مکن!

 همچنین آن حضرت خطاب به امیرالمومنین علی(ع) فرمود:

 اُوصِیکَ اَنْ لایَشْهَدَ اَحَدٌ جِِنازَتِی مِنْ هولاءِ الَّذینَ ظَلَمونِی وَ اَخَذوا حَقِّی فَاِنَّهُمْ عَدُوِّی وَ عَدُوُّ رَسولِ اللهِ وَ لا تَتْرُکْ اَنْ یُصَلِّیَ عَلَیَّ اَحَدٌ مِنْهُمْ وَ لا مِنْ اَتْباعِهِمْ وَ ادْفِنِّی فِی الَّیْلِ اِذا هَدَات الْعُیُونُ وَ نَامَتِ الاَبْصارُ؛[13] (ای علی) تو را وصیت می‌کنم هیچ یک از آنان که به من ظلم روا داشتند و حق مرا غصب کردند، نباید در تشییع جنازه من شرکت کنند؛ زیرا آنها دشمنان من و دشمنان رسول خدا هستند و اجازه نده که فردی از آنها و پیروانشان بر من نماز بگزارد. مرا شب دفن کن، آن هنگام که چشم‌ها آرام گرفته و دیده‌ها به خواب فرو رفته باشند.[14[

ج) وصیت نامه مکتوب

 سخنان فاطمه(س) در آخرین لحظات با شوهر مظلوش به پایان رسید. او با ذکر شهادتین برای همیشه چشمان خود را بر روی دنیا بست و به دیار ابدی، نزد پدرش رسول گرامی اسلام شتافت. به اطراف خانه خانه خویش نگاه کرد، چشمش به بسته‌ای افتاد که از همسرش به یادگار مانده بود. آن را باز کرد و دید حضرت فاطمه، چنین وصیت کرده است:

 بِسْمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم. هذا ما اَوْصَتْ بِهِ فاطِمَهُ بِنْتُ رَسولِ اللهِ، اَوْصَتْ وَ هِیَ تَشْهَدُ اَنْ لا الهَ اِلاّ اللهُ وَ اَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسولُهُ وَ اَنَّ الْجَنَّهَ حَقُّ وَ النّارَ حَقُّ وَ اَنَّ السّاعَهَ آتِیَهٌ لارَیْبَ فیها وَ اَنَّ اللهَ یَبْعَثُ مَنْ فُی الْقبورِ، یا عَلِیُّ اَنَا فاطِمَهُ بَنتُ مُحَمَّدٍ(ص) زَوَّجْنَی اللهُ مَنْکَ لاکونَ لَکَ فِی الدُّنیا وَ الاخِرهِ، اَنْتَ اَوْلی بِی مِنْ غَیْرِی، حَنِّطْنی و غَسِّلْنِی و کَفِّنِّی بِاللَّیلِ وَ صَلِّ عَلَیَّ وَ ادْفِنِّی بِاللَّیْلِ وَ لا تُعْلِمْ اَحَداً وَ اَسْتَوْدِعُکَ اللهَ و اقْرَءُ عَلی وُلْدِی السَّلامَ اِلی یَومِ الْقِیامَهِ؛[15] به نام خداوند بخشنده و مهربان. این وصیّت‌نامه فاطمه دختر رسول خداست و در حالی وصیّت می‌کند که شهادت می‌دهد خدایی جز خدای یگانه نیست و محمّد(ص) بنده و پیامبر اوست و بهشت حق است و آتش جهنم حق است و همانا روز قیامت فراخواهد رسید و شکّی در آن نیست و خداوند مردگان را از قبر زنده کرده، وارد محشر می‌فرماید.

 ای علی! من فاطمه دختر محمّد هستم. خدا مرا به ازدواج تو درآورد تا در دنیا و آخرت برای تو باشم. تو از دیگران بر من سزاوارتری. حنوط و غسل و کفن کردن مرا در شب به انجام رسان و شب بر من نماز بگزار و شب مرا دفن کن و به هیچ کس اطّلاع نده. تو را به خدا می‌سپارم و بر فرزندانم تا روز قیامت، سلام و درود می‌فرستم.[16[

+ نوشته شده در  92/01/24ساعت 15:21  توسط حامد غلامي | 
سرلشکر شهید صیاد شیرازی در سال ۱۳۲۳ در شهرستان درگز در استان خراسان دیده به جهان گشود.

او پس از اتمام تحصیلات ابتدایی و دبیرستان وارد دانشکده افسری و در سال ۱۳۴۶ موفق به اخذ دانشنامه لیسانس از آن دانشکده شد.

وی پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به‌مدت چندسال در بخش‌های مختلف ارتش به ویژه در غرب کشور به پاسداری از کشور پرداخت و در سازماندهی و فعالیت نیروهای انقلابی در ارتش تلاشی گسترده داشت.

شهید پس از پیام امام خمینی مبنی بر شناسایی نیروهای مخلص ارتش طاغوت، شناخته شد و به خاطر توان بالای سازماندهی‏اش مورد توجه حضرت امام و یاران انقلاب اسلامی قرار گرفت.

وی پس از طی دوره تخصصی توپخانه در آمریکا با درجه ستوان‏یکم و سمت استادی، در مرکز آموزش توپخانه اصفهان به تدریس پرداخت و در همان شرایط به‌عنوان عنصری حزب‏اللهی در جهت ‏سازماندهی نظامیان انقلابی فعالیت خود را آغاز کرد.

تلاش‌های وی پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ساماندهی ارتش و ساختار نیروهای مسلح متجلّی شد.

از مهم‌ترین اقدامات او پس از پیروزی انقلاب اسلامی، می‌توان به تهیه طرح‌های عملیاتی که منجر به شکستن حصر شهرهای سنندج و پادگان‌های مریوان، بانه و سقز شد، اشاره کرد.

شهر سنندج با تشکیل ستاد عملیات مشترک ارتش و سپاه پاسداران توانست پس از 21 روز مقاومت و دفاع از سوی مدافعان خویش، کاملاً از تصرف و تسلط نیروهای ضد‌انقلاب خارج شود. پس از تحقق و اجرای موفق این طرح‌ها، شهید صیادشیرازی، با 2 درجه ارتقاء، با درجه سرهنگ تمامی به فرماندهی عملیات غرب کشور منصوب شد.

وی در آخرین ماه‌های ریاست‌جمهوری بنی صدر به‌دلیل برخورداری از روحیه انقلابی و مقابله با خیانت‌های او از سمت مذکور عزل شد و پس از آن تا عزل بنی صدر و فرار مفتضحانه او به فرانسه، به دعوت شهید کلاهدوز در ستاد مرکزی سپاه پاسداران به خدمت پرداخت.

سپهبد علی صیاد شیرازی پس از خلع بنی صدر، برای پایان دادن به ناهماهنگی ارتش و سپاه در آن دوران، قرارگاه مشترک عملیاتی سپاه و ارتش را راه‌اندازی کرد و به‌عنوان فرمانده ارشد در آن قرارگاه مشغول به فعالیت شد.

یاد فتح بزرگ

او در مهر ماه سال ۱۳۶۰ به پیشنهاد رئیس شورای‌عالی دفاع از سوی امام خمینی به فرماندهی نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی منصوب شد. در این منصب فرماندهی نیروهای ارتش اسلام در عملیات‏های پیروزمند ثامن‌الائمه، طریق القدس، فتح المبین و بیت المقدس را بر عهده داشت.

عملیاتی که سرنوشت جبهه‌های اسلام علیه کفر را به پیروزی رقم زد و روند جنگ تحمیلی را در مسیر پیروزی ارتش اسلام قرار داد. وی در ۲۳ تیرماه ۱۳۶۵ طی حکمی از سوی حضرت امام خمینی به عضویت‏شورای‌عالی دفاع منصوب شد.

به‌دنبال مسئولیت خطیر شهید صیاد شیرازی در شورای‌عالی دفاع، با درخواست رئیس شورای‌عالی دفاع و موافقت حضرت امام‏خمینی در مردادماه سال ۱۳۶۵ مسئولیت فرماندهی نیروی زمینی ارتش به برادر دیگری واگذار شد.

حضرت امام(ره) در حکم فرمانده جدید نیروی زمینی ارتش پیرامون خدمات آن شهید سرافراز چنین فرمودند: «با تقدیر از زحمت‏های طاقت فرسای سرکار سرهنگ صیادشیرازی که با تعهدکامل به اسلام و جمهوری اسلامی در طول دفاع مقدس از هیچ‏گونه خدمتی به کشور اسلامی خودداری نکرده و امید است در آینده نیز در هر مقامی باشد، موفق به ادامه خدمت‏های ارزنده خود شود.»

سپس در ۱۸ اردیبهشت ۱۳۶۶ به همراه تعدادی دیگر از فرماندهان ارتش با پیشنهاد رئیس شورای‌عالی دفاع و موافقت امام خمینی به درجه سرتیپی ارتقای مقام یافت.

آن شهید در مهرماه سال ۱۳۶۸ به درخواست رئیس ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح و موافقت مقام معظم ‏رهبری و فرماندهی کل‏قوا به سمت معاونت ‏بازرسی ستاد فرماندهی کل نیروهای مسلح منصوب شد.

امیر شجاع سپاه اسلام در شهریورماه سال ۱۳۷۲ با حکم فرماندهی معظم کل قوا به سمت جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح منصوب شد. صیاد شیرازی در 16 فروردین ۱۳۷۸ همزمان با عید خجسته غدیر با حکم مقام معظم فرماندهی کل قوا به درجه سرلشگری نایل آمد.

نقش او در ایجاد وحدت بین قوای مسلح کشور و نیروهای توانمند دفاعی و مهار دشمن و حفظ تمامیت ارضی کشور و فتح جبهه‌های حق علیه باطل در عملیات‏های ثامن‌الائمه، طریق‌القدس، فتح المبین، بیت‌المقدس و دیگر عملیات‏های پیروزمند تا مرصاد و دفاع از حد و مرز میهن عزیزمان بر کسی پوشیده نیست.

نحوه شهادت

شهید علی صیادشیرازی روز شنبه ۲۱ فروردین ماه ۱۳۷۸ در حوالی خانه‌اش مورد سوء قصد عوامل تروریست قرار گرفت و به شهادت رسید.

ساعت ۶ و ۴۵ دقیقه صبح این روز که تیمسار صیادشیرازی با اتومبیل خود به قصد عزیمت به محل کارش از خانه خارج شده بود، مورد هجوم مرد ناشناسی قرار گرفت و به شدت مجروح شد.

اهالی محل که از این حادثه مطلع شده بودند بلافاصله او را به بیمارستان فرهنگ انتقال دادند که متأسفانه بر اثر شدت جراحات وارده، تلاش پزشکان برای نجات وی بی‌نتیجه بود و او در بیمارستان به شهادت رسید.

به گفته شاهدان مرد تروریست با پوشش لباس رفتگر در حوالی خانه شهید به کمین نشسته بود و تیمسار را هنگام خروج از خانه به رگبار بست.

در این حال شهید صیاد که سوار بر خودرو تویوتای سفید رنگ خود بود مورد اصابت ۳ گلوله تروریست واقع شد. در پی این حادثه یک سخنگوی گروهک تروریستی منافقین در تماس با خبرگزاری فرانسه در نیکوزیا مسئولیت این جنایت را بر عهده گرفت.

ترور صیاد شیرازی در کارنامه تروریستی منافقین از جهات بسیاری قابل تعمق نشان می‌دهد. ادله ای که منافقین برای این ترور ارائه می‌کنند حاکی است که برای این عمل صرف‌نظر از دلایلی که سازمان به آن اتکا می‌کند باید به‌دنبال دلایل و انگیزه های پنهان دیگری گشت.

دلایل منافقین برای ترور سپهبد صیاد شیرازی در اطلاعیه‌های نظامی‌خود حول سه محور جمع‌بندی شده است؛ نقش صیاد شیرازی در دفاع از تمامیت ارضی ایران در جنگ با عراق، نقش وی در مهار و کنترل غائله کردستان در بدو انقلاب سال ۵۷ و نقش وی در خنثی کردن عملیات موسوم به فروغ جاویدان که منافقین با پشتوانه ارتش عراق خاک ایران را مورد تعرض نظامی‌قرار دادند.

صیاد، صید خصومت‌های گذشته

سرتیپ ۲ باز نشسته ارتش جمهوری اسلامی مصطفی کهتری که از همرزمان شهید صیاد شیرازی بود در گفتگویی با ایسنا می‌گوید: صیاد کسی بود که تاریخ جنگ از وی انتقام گرفت، خصومت گذشته، صیاد را شهید کرد. واقعا کور کور این کار را انجام دادند.

صیاد می‌توانست راننده، نیروی امنیتی و محافظ داشته باشد ولی از انجام این کار خودداری می‌کرد.

وقتی خدمت ایشان در ستاد کل رسیده بودم اتاقی در نهایت سادگی داشت و در همان جا نیز کار می‌کرد.

فعالیت‌های قبل از شهادت صیاد شامل تدوین تاریخ جنگ بود. ایشان خود این هیات را تحت عنوان معارف جنگ تاسیس کرد؛ فرماندهان را به مناطق عملیاتی می‌برد و به‌صورت عملی معارف جنگ را منتقل می‌کرد.

کهتری با تشریح خاطرات زمان جنگ و عملیات‌ها با صیاد ادامه می‌دهد: در تمام عملیات‌هایی که برنامه‌ریزی می‌شد شخصا از منطقه بازید می‌کرد و از کار مطمئن می‌شد و بعد در جلسات می‌نشست و با قرائت قرآن کار را روحانی می‌کرد.

بخشی از پیام رهبر معظم انقلاب

«...امیر سرافراز ارتش اسلام و سرباز صادق و فداکار دین و قرآن، نظامی مؤمن و پارسا و پرهیزکار، سپهبد علی صیادشیرازی امروز به دست منافقین مجرم و خونخوار و روسیاه به شهادت رسید.

این نه اولین و نه آخرین باری است که دلی نورانی و سرشار از عشق و ایمان و وفاداری به آرمان‌های بلند الهی، هدف تیر خشم و عناد و عصبیت از سوی زمره جنایتکار و فاسدی که ادامه حیات خود را در خدمتگزاری به دشمنان اسلام دانسته‏است، قرار می‏گیرد و دست‏خائن خودفروخته‏ای، نهال ثمربخش انسان والایی را قطع می‌کند. او مانند دیگر مردان حق از روزی که قدم در راه انقلاب نهادند، همواره سر و جان خود را برای نثار در راه خدا روی دست داشتند.

سرزمین‏های داغ خوزستان و گردنه‌های برافراشته کردستان سال‌ها شاهد آمادگی و فداکاری این انسان پاک نهاد و مصمم و شجاع بوده و جبهه‌های دفاع مقدس صدها خاطره از رشادت و از خود گذشتگی او حفظ کرده است.

خطر مرگ کوچک‏تر از آن است که بندگان صالح خدا را از راه او بازگرداند و عشق به منال دنیوی حقیرتر از آن است که در دل نورانی شایستگان جایی بیابد، کوردلان منافق بدانند که با این جنایت‏ها روز به روز نفرت ملت ایران از آنان بیشتر خواهد شد و خون مردان پاکدامن و پارسا هم چون صیاد شیرازی و شهید لاجوردی بدنامی و سیاهرویی آنان را در تاریخ و در دل این ملت همیشگی خواهد کرد...»

از نگاه دیگران

نشریه مالین چاپ فرانسه در سال ۱۳۶۲ امیر سرافراز ارتش را این‌گونه توصیف می‌کند: « برای صیاد شیرازی فرمانده نیروی زمینی ارتش ایران، کلید پیروزی به تانک و موشک بستگی ندارد؛‌ بلکه تنها به اعتقاد به خدا بستگی دارد.

قدی کوتاه، نگاهی روشن و دست‌هایی که با انگشتر عقیق صاف روی میز ستاد مشترک روی هم قرار گرفته‌اند.

این متخصص توپخانه که دوره تخصصی خود را در آمریکا گذرانده و امروزه فرماندهی نیروی زمینی ارتش ایران را هدایت می‌کند، از فرمول‌ها نمی‌ترسد.

او با سادگی می‌گوید:‌ «من یک سرباز اسلام هستم.»

هدف او بر سر جای خود نشاندن رژیم مزدور صدام حسین‌ است. او درباره اختلاف و جدایی‌اش از بنی‌صدر می‌گوید: «ما می‌خواستیم برای خدا بجنگیم  ولی او می‌خواست که ما برای او بجنگیم. او مرد تکنیک و سیاست بود. من مرد جهاد و جنگ مقدس بودم.»

صیاد شیرازی، محرک این ارتش شهید‌پرورِ در خدمت‌الله است که تا به حال بسیاری از ناظران بین‌المللی را به اشتباه و انحراف کشانیده است.

صیاد شیرازی به گونه‌ای دل‌رحمانه لبخند می‌زند و پیروزی‌های متوالی ایران را یاد‌آوری می‌کند:«هدف ما اشغال یک سرزمین یا یک شهر خاص نیست  و منظور دفاع از پشت مرزهایمان و یا اشغال تمام عراق نیست. دفاع ما، تا موقعی که هیچ خطری ما را تهدید نکند ادامه خواهد یافت...بگویید که نیروهای واقعی انقلاب اسلامی هنوز آشکار نشده است. ما می‌خواهیم انسان را پاک و خالص گردانیم. آنهایی که کشته می‌شوند می‌دانند که به هرحال پیروز‌مندانه می‌میرند و این مهم است.»

این روزها خیلی دلم برای صیاد تنگ شده. خیلی دلم هوایش را کرده و بدجوری بیقرارش هستم.

صیاد همیشه میگفت: ما جنگیدن بلد بودیم اما جنگیدن در راه خدا را بلد نبودیم.

اما این روزها صیاد جان دلم خیلی گرفته و هوای شما را کرده. صیاد به وادی قدم گذاشتم که با توکل و عزت و مدد گرفتن از همون خدای خوبی که برامون میگی وارد شدم.سخت است. گاهی مسیر هموار و گاهی هم صعب العبور و گاهی هم باید ایستاد. اما هدف مشخص است صیاد.

یک بزرگی یادمون داده که بگیم: راضی هستیم به رضای خدا.

صیاد مولامون هم میگه:انت رب و انا المربوب

اما به من گفتن خود خدا شما را تائید کرده و اما نمیدونم چرا چراغش را جاهایی تو مسیر گم میکنم. صیاد جات خیلی خوبه و از احوال ما هم با خبری .سلام ما را به سرور شهیدمون برسون ازش التماس دعا داریم.

برام دعا کن تا بتونم تا اخر این راه برم امیر.

ببخشید که این بار از طریق نوشتن براتون درد دل کردم.

یا علی مدد.

 

+ نوشته شده در  92/01/05ساعت 14:3  توسط حامد غلامي | 

یكی از دلایل موفقیت داوطلبان موفق این است كه در زمان‌هایی كه دیگران درس نمی‌خوانند، به شدت درس می‌خوانند. دوران عید یكی از همین زمان‌ها است. به همین دلیل این دوره را دوره‌ی طلایی نامیده ایم. در این دوره‌ی كوتاه شما می‌توانید جهش قابل ملاحظه ای به پیش داشته باشید به شرط آنكه به دو راهنمایی زیر دقیقا توجه كنید:

اول اینکه زیاد زحمت بكشید ...، تفریحات، دید و بازدیدها، مسافرت و تلویزیون را كنار بگذارید و فقط دو روز از عید را به خودتان مرخصی بدهید، و در روزهای قبل و بعد تا آنجا كه می‌توانید درس بخوانید. افرادی كه اراده‌ی ضعیفی دارند، مطمئناً پیشرفت خوبی نخواهند كرد. ما به این گونه داوطلبان توصیه می‌نماییم خودشان به پدر و مادرشان مراجعه كنند و از آنها بخواهند تا بر كارشان نظارت نمایند.

دوم اینکه با یك نقشه‌ی دقیق و طبق یك برنامه جامع درس بخوانید. تا بازده مطالعه شما چند برابر شود. در این مقاله چگونگی تنظیم برنامه جامع را برای شما توضیح می‌دهیم. فقط باید یكی دو ساعت وقت صرف كنید و طبق روشی كه توضیح می‌دهیم «برنامه‌ی جامع» را برای خودتان تنظیم نمائید و سپس با نظم و دقت «برنامه‌ی جامع» را اجرا نمائید. آنگاه خواهید دید كه سه یا چهار هفته در ایام نوروز برای شما ارزش چند ماه را خواهد داشت و شما جهش بزرگی به جلو خواهید داشت. برنامه‌ی جامع را در داخل جداول یك برگ كاغذ A3 بنویسید. آن را روی یك مقوای بزرگ بچسبانید و به دیوار مقابل میز تحریر خود نصب كنید تا همواره در مقابل چشمان‌تان باشد. برنامه‌ی جامع جایگزین دفتر برنامه ریزی نمی‌شود و به عنوان مكمل آن استفاده می‌شود. روی مقوای بزرگ علاوه بر جدول برنامه جامع یك برگ كاغذ A4 كه روی آن برنامه‌ی هفته را نوشته‌اید نصب می‌نمائید. در پایان هر هفته برگه مربوط به هفته قبل را بردارید و پس از جمع بندی كامل از كارهای انجام شده و كارهای انجام نشده، برگه‌ی مربوط به هفته‌ی بعد را نصب نمائید.

برنامه‌ی جامع چیست و در چه مواقعی تنظیم می‌شود؟

هرگاه بخواهید یك مجموعه كار آموزشی را به صورت كامل انجام دهید یا یك مجموعه‌ی درسی را به طور كامل یا نسبتاً كامل دوره نمائید، برنامه جامع تنظیم می‌نمائید. توصیه‌ی ما این است كه برنامه‌ی جامع را هیچ گاه برای كمتر از دو هفته و یا بیشتر از چهار هفته طراحی نكنید. در هنگام اجرا و در پایان برنامه‌ی جامع، باید كارهای انجام شده و انجام نشده را بررسی و ارزیابی نمائید. حداقل یك بار دیگر می‌توانید برنامه‌ی جامع تنظیم نمائید و آن هم در یك ماه قبل از برگزاری كنكور سراسری است.

برنامه‌ی جامع چه اجزایی دارد؟

برنامه‌ی جامع شامل ده ستون می‌باشد، عنوان‌های این ستون‌ها به ترتیب عبارتند از: نام درس- تابلوی آموزشی- برنامه آزمون- تصمیمات و اهداف- منابع مطالعاتی پیشنهادی- سایر منابع اطلاعاتی- زمان برای سه هفته- زمان برای هفته اول- زمان برای هفته دوم- زمان برای هفته سوم در اینجا قسمت‌هایی را كه نیاز به توضیح بیشتر دارند معرفی می‌نمائیم.

    تابلوی آموزشی- تشخیص وضعیت:

    در ستون تابلوی آموزشی، ارزیابی خود را درباره وضعیت آموزشی تان در هر درس می‌نویسید.

    الف- میانگین نمرات تراز خود را در هر درس یادداشت نمائید مثلا بنویسید میانگین نمره تراز من در درس سیستم عامل ۵۷۰۰ بوده است.

    ب- به برنامه آزمون های دوره نوروز نگاه كنید. اكنون تشخیص دهید كه در كدام فصل‌ها قوی هستید و در كدام فصل‌ها ضعف دارید. نقاط قوت و ضعف خود را به طور جداگانه مشخص كنید.

    تصمیمات و اهداف + منابع مطالعاتی:

    در ستون چهارم با توجه به وضعیت درسی خود و با توجه به برنامه آزمونها تصمیماتی اتخاذ می‌نمایید. دقت كنید كه این تصمیمات قابل اجرا باشند مثلاً یكباره تصمیم نگیرید كه طی سه هفته دو بار كتابی را دوره نمائید و تمام مسائل آنرا حل كنید و به چند صد تست هم پاسخ دهید! (مطمئناً تصمیمات غیر واقعی قابل اجرا نخواهند بود.) منابع مطالعاتی خود را نیز دقیقا مشخص كنید. برای مطالعه دروس و یادگیری مطالب حتما از كتاب درسی بهره بگیرید. البته ممكن است در یك درس تسلط كافی داشته باشید و نیازی به مطالعه تشریحی آن درس نباشد. مرور یادداشت‌ها و مقداری تمرین و تست زدن برایتان كافی است در این صورت منابع تستی و تمرین را مشخص كنید. تمرین های كتاب درسی، آزمونهای قبلی منابع مفیدی برای تمرین می‌باشند. سایر منابع دلخواه خودتان را در ستون ششم اضافه كنید تعداد صفحاتی را كه می‌خواهید مطالعه كنید، تعداد مسائل و تعداد تست‌ها را هم بنویسید. پیش از آنكه به فكر تمرین تست های جدید باشید به تمرین و مرور و حل مسائل و تست هایی بپردازید كه قبلا آنها را مطالعه نموده اید. باید آنچه را قبلا فراگرفته اید در ذهنتان تثبیت نمائید و آنگاه به مطالب جدید بپردازید.

    تخمین و تقسیم زمان:

    پیش بینی كنید كه اساسا در ایام نوروز چند ساعت وقت برای مطالعه دارید و برای مطالعه هر درس چند ساعت می‌توانید اختصاص دهید. آن دسته از داوطلبانی كه تا كنون برنامه متعادل (نرمال) نوشته اند این موضوع را بهتر می‌توانند پیش بینی نمایند. اگر دانشجو هستید و تا روزهای آخر اسفند به دانشگاه می‌روید توجه كنید كه زمان مطاله شما قبل از شروع تعطیلات كمتر است و همچنین اگر می‌خواهید دو روز اول عید را تعطیل كنید این مدت را هم در نظر بگیرید سعی كنید تخمین دقیقی از ساعات مطالعه خود بزنید. مثلا بگویید من در هفته اول می‌توانم پنجاه ساعت درس بخوانم سپس این پنجاه ساعت را بین دروس مختلف تقسیم كنید. به اهمیت هر درس و وضعیت خود در هر یك از دروس توجه كنید. اگر هنگام تنظیم برنامه رؤیا پردازی كنید و تصمیمات بلند پروازانه بگیرید نه تنها نتیجه بهتری كسب نخواهید كرد بلكه تمام زحمتی كه برای تنظیم برنامه كشیده اید به هدر خواهد رفت.

برنامه‌ی روزانه

پس از نوشتن برنامه‌ی جامع، برنامه‌ی روزانه تان را تنظیم نمایید. در برنامه‌ی روزانه برای هر روز حداكثر ۵ درس را در نظر بگیرید. اگر مثلا برای درس سیستم عامل ۱۰ ساعت در نظر گرفته اید می‌توانید آنرا به چهار نوبت مطالعه ۲/۵ ساعته یا ۵ بار مطالعه ۲ ساعته تقسیم كنید و روزهای مطالعه را هم مشخص كنید مثلا تصمیم بگیرید چهار نوبت در روزهای شنبه ، دوشنبه ، سه شنبه و چهار شنبه هر بار به مدت ۲/۵ ساعت فیزیك بخوانید. تكالیف خود را نیز برای هر نوبت مطالعه مشخص كنید آیا فقط كتاب را مطالعه می‌كنید مساله حل می‌كنید یا تست هم می‌زنید. منابع را بنویسید. در ابتدای هر هفته برنامه روزانه را در كنار برنامه جامع روی مقوا نصب كنید در پایان هر روز و در پایان هفته موارد اجرا نشده را در ستون آخر بنویسید و پس از تصحیح و تعدیل و تصمیم گیری مجدد به برنامه هفته بعد بیفزایید.

+ نوشته شده در  91/12/24ساعت 8:58  توسط حامد غلامي | 

از خون جوانان وطن

به یاد تمام جوانان و مردان و زنانی که برای دفاع از خاک و عزت این مملکت در تمامی دوران از جان خویش گذشتند.

گل لاله

از میان تمام تصنیف های عارف شاید تصنیف " از خون جوانان وطن لاله دمیده " مشهورترین باشد . این تصنیف تاریخی، هفتمین تصنیف از مجموعه تصنیف های عارف است. او در مقدمه آن نوشته است :

این تصنیف در دوره دوم مجلس شورای ایران در تهران ساخته شده است. بواسطه عشقی كه حیدرخان عمواوغلی بدان داشت، میل دارم این تضنیف به یادگار آن مرحوم طبع گردد.   این تصنیف در آغاز انقلاب مشروطه ایران بیاد اولین قربانیان آزادی سروده شده است :

 

بند یك

هنگام  می و فصل  گل و گشت  چمن  شد

در بار بهاری  تهی از زاغ   و  زغن  شد

از ابر كرم ،  خطه ی  ری رشك ختن شد

دلتنگ  چو من مرغ   قفس  بهر وطن  شد

چه كجرفتاری ای چرخ

چه بد كرداری ای چرخ

سر كین داری ای چرخ

نه دین داری  ،

نه آیین داری  ای چرخ

بند دو

گل لاله

از خون  جوانان  وطن لاله  دمیده

از ماتم  سرو  قدشان، سرو خمیده

در سایه  گل بلبل از این غصه  خزیده

گل نیز چو من در غمشان جامه دریده

چه كجرفتاری ای چرخ ،

بند سه

خوابند  وكیلان  و خرابند    وزیران

بردند به سرقت همه سیم و زر ایران

ما را نگذارند  به  یك  خانه  ویران

یارب  بستان  داد فقیران  ز امیران

چه كجرفتاری ای چرخ ،

چه بد كرداری ای چرخ

سر كین داری ای چرخ

نه دین داری  ،

نه آیین داری  ای چرخ

بند چهار

از اشك همه  روی  زمین  زیر  و  زبر كن

مشتی  گرت از خاك  وطن  هست  بسر كن

غیرت كن  و اندیشه  ایام بتر كن

اندر جلو تیر عدو، سینه سپر كن

چه كجرفتاری ای چرخ ،

چه بد كرداری ای چرخ

سر كین داری ای چرخ

نه دین داری  ،

نه آیین داری  ای چرخ

بند پنج

از تبار لاله ها

از دست  عدو  ناله ی  من  از سر درد  است

اندیشه هر آنكس  كند از مرگ،  نه مرد است

جان  بازی عشاق، نه چون  بازی نرد  است

مردی  اگرت هست،  كنون  وقت  نبرد است

چه كجرفتاری ای چرخ،

چه بد كرداری ای چرخ

سر كین داری ای چرخ

نه دین داری  ،

نه آیین داری  ای چرخ

بند شش

عارف   ز ازل ،  تكیه  بر ایام  نداده  است

جز جام، به كس دست، چو خیام  نداده است

دل جز بسر زلف دلارام نداده است

صد زندگی ننگ بیك نام نداده است

چه كجرفتاری ای چرخ،

چه بد كرداری ای چرخ

سر كین داری ای چرخ

نه دین داری  ،

نه آیین داری  ای چرخ

+ نوشته شده در  91/12/22ساعت 12:3  توسط حامد غلامي | 
شاهكارهای معماری در سراسر دنیا هر یك داستان‌ها برای گفتن دارند اما در این میان هستند آثاری كه جز «فاجعه» نام دیگری برازنده شان نیست.

مجموعه لوتوس ریورساید، شانگهای



سال 2009 یكی از بلوك‌های این مجموعه كه متشكل از تعداد زیادی ساختمان است فروریخت. ساخت و ساز ضعیف و نبود برنامه‌ریزی مناسب در هنگام ساخت از جمله دلایل این سقوط عنوان شد. ساختمان این بلوك در زمان سقوط تقریبا كامل و بسیاری از ساختمان‌ها هم فروخته شده بود. نتیجه طبیعی این حادثه این بود كه مردم پول خود را طلب كنند.
 
برای مشاهده ادامه به ادامه مطلب بروید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  91/12/19ساعت 8:23  توسط حامد غلامي | 
نمایـی مجـازی از اصفهان، نصف جـهان

(
به بـهانه روز اصفهان)

اصفهان، نصف جهان؛ این روزها آسمانش شکل بهتری دارد. ابر بر کاکل شهر نشسته است و خرامان می‌رقصد در ریزدانه‌های بلورین، تا برسند به زنده‌رودی که این روزها خودش را برای در بر کشیدن پرنده‌های مهاجر به شهر رسانده است. اینکه نماد اصفهان از قوس برج آذر شکل می‌گیرد و مجسمه‌اش ساخته می‌شود و نقش روی کاشی‌اش می‌شود تابلوی ورودی شهر و میدان نقش جهان ...

"ببخش تا خدا ببخشد" حکایت شهری است که تا زمان خشکی رودخانه، خشک‌تر از همیشه بود و با بازشدن دریچه‌های سد، باران قبل از آنکه آب زنده‌رود در مسیر 48‌ساعته‌اش، بیاید و پل‌ها را در آغوش بگیرد و از سی و سه پل رنجور که زخم بر پیشانی‌اش نشسته، تا پایه‌های پل خواجو که عصا به دست به فکر لرزش ستون‌های فرسوده‌اش روزگار می‌گذراند عیادت کند، خود را به زمین رساند تا جارو کرده باشد غبار روح شهر را. آذر قوسش را در آسمان می‌بندد تا مرغ‌های مهاجر به شهر بیایند و از سر و کول مردمی که نان خیرات آب می‌کنند بالا روند. اصفهان هر‌چند در اردیبهشت افسونگری می‌کند اما ناز نصف‌جهان در میان جنجال کلاغ‌های آذرماه، خریداران بیشتری دارد.

اختلاف در نامگذاری روز اصفهان بین مجموعه شهرداری و سازمان‌های مردم‌نهاد و چهره‌های برجسته فرهنگی و هنری و تعداد زیادی از روزنامه‌نگاران در روز ابتدای آذرماه، شکل ویژه‌ای به‌خود می‌گیرد چرا که مجموعه شهرداری در روز سوم اردیبهشت با استفاده از همه ابزار رسانه‌ای و سیستمی خود به‌دنبال برگزاری آیین نکوداشت این روز به‌عنوان روز اصفهان می‌گردد اما با همه این جنجال‌ها ناز اصفهان در روزهای ابتدایی برج قوس عجیب خریدار دارد. عینک باران‌خورده اصفهان را با دستمال کاغذی مچاله‌ای پاک می‌کنم که شهر، زیر نور دانه‌های باران، حال و هوای دیگری دارد.

و اما حکایت روز اصفهان :

قصه گزینش روزی برای اصفهان به بهمن‌ماه سال 1383 باز می‌گردد که پس از پیشنهاد گزینش چنین روزی از سوی دکتر شاهین سپنتا، برخی از سازمان‌های غیردولتی اصفهان همچون "کانون گسترش فرهنگ ایران بزرگ"، "جمعیت طبیعت‌یاران و انجمن مثنوی‌پژوهان ایران" از این پیشنهاد، استقبال و تلاشی گروهی را برای گزینش روز اصفهان آغاز کردند. در همین راستا، متن فراخوانی تهیه شد و برای بسیاری از چهره‌های فرهنگی و هنری، فرهیختگان، اصفهان‌شناسان و استادان دانشگاه‌ها فرستاده شد و همگی فراخوانده شدند تا پیشنهاد‌های خود را برای گزینش روزی با عنوان " اصفهان" با ذکر دلایل و مستندات کافی و با توجه به ریشه‌های تاریخی و فرهنگی آن به دبیرخانه بفرستند.

سرانجام در اردیبهشت‌ماه سال1384 همه پیشنهادهای رسیده به دبیرخانه هم‌اندیشی برای نامگذاری روز نکوداشت اصفهان بررسی و به داوری گذاشته شد و پس از گفت‌وگو‌های بسیار، اصفهان‌شناسان با رای اکثریت روز "یکم آذر‌ماه" هر سال را به‌عنوان "روز نکوداشت اصفهان" گزینش و تصویب کردند. دلیل انتخاب آنها این بود که براساس مستندات تاریخی، طالع بنیانگذاری شهر اصفهان در ماه آذر (قوس) دیده شده است. و آنان نگاره تاریخی منقوش بر کاشیکاری‌های سردر بازار قیصریه اصفهان را که تصویر فرد تیراندازی را با سر انسان و تنه ببر یا شیر و دم اژدها نشان می‌دهد و با اقتباس از صورت فلکی برج قوس (‌آذر‌ماه‌) و با محتوایی متعالی طراحی شده به‌عنوان نماد اصفهان انتخاب کردند. علاوه بر این، داوران ضمن درنظر گرفتن همه جوانب فرهنگی، تاریخی و اجتماعی در برگزیدن این روز، در بیانیه‌ای تاکید کردند: از آنجا که احداث باروی حفاظتی یا حصار بزرگ اصفهان به‌منظور تضمین امنیت شهر تاریخی اصفهان در دوران دیلمیان و در زمان حسن رکن‌الدوله دیلمی (‌366 - 322 هجری قمری‌) صورت گرفت و برپایی این باروی امنیتی به‌عنوان نقطه عطفی در تاریخ اصفهان شناخته می‌شود، یاد روز آن رویداد تاریخی از این روی شایسته‌تر از دیگر پیشنهادهاست.

شرکت‌کنندگان در فراخوان، روزها و مناسبت‌های متنوعی را برای روز نکوداشت اصفهان پیشنهاد کرده بودند. برای نمونه دوم اردیبهشت‌ماه جشن باستانی اردیبهشتگان، 28 اردیبهشت ماه روز جهانی موزه و میراث فرهنگی، 31 اردیبهشت‌ماه روز جهانی توسعه فرهنگی، سوم اردیبهشت‌ماه روز بزرگداشت شیخ بهایی، دهم بهمن‌ماه سالروز برگزاری بزرگ‌ترین جشن سده در اصفهان در زمان مرداویج زیاری، اول آذرماه سالروز بنیان باروی بزرگ اصفهان در زمان دیلمیان و چند روز دیگر.

پس از نتیجه‌گیری همه داوران، مسئولان شهری همچون دکتر مرتضی سقائیان‌نژاد (شهردار اصفهان) و دکتر محمدعلی چلونگر (رئیس سابق مرکز اصفهان‌شناسی) و دکتر محمود محمدی(عضو شورای شهر) نظر اصفهان‌شناسان را پذیرفتند و بیانیه استادان را امضا کردند اما زمان زیادی از انتشار خبر انتخاب یکم آذر‌ماه نگذشته بود که برخی از اعضای شورای شهر اصفهان در یک حرکت شتابزده، تصمیم به نفی انتخاب اصفهان‌شناسان گرفتند و براساس دستورالعمل شورای اسلامی شهر اصفهان، ‌سوم اردیبهشت‌ماه را به‌عنوان سالروز ولادت شیخ‌بهایی و به نام روز اصفهان نامگذاری کردند.

پس از این انتخاب نامناسب، اصفهان‌شناسان طی نامه‌ای به اعضای شورای شهر تذکر دادند که این انتخاب، بنیان درستی ندارد و روز تولد شیخ‌بهایی سوم اردیبهشت نیست چرا که براساس کتیبه کاشیکاری‌های دیوار اتاق مقبره شیخ بهایی، او در روز ۲۶ ذیحجه سال۹۵۳ هجری قمری برابر با پنجشنبه ۸ اسفند‌ماه سال۹۲۵ هجری خورشیدی در بعلبک لبنان به دنیا آمده و در تاریخ ۱۲‌شوال سال‌۱۰۳۰ هجری قمری برابر با دوشنبه ۸ شهریور ماه سال‌۱۰۰۰ هجری خورشیدی در اصفهان درگذشته است. اما شورای شهر به‌نظر اصفهان‌شناسان اهمیت نداد! و حتی در سال‌های بعد کوشید تا روز سوم اردیبهشت به‌عنوان روز بزرگداشت شیخ‌بهایی و روز معمار در تقویم رسمی کشور ثبت شود. طبق نظر اعضای شورای شهر اصفهان و تکرار این پیشنهاد از سوی وزارت مسکن و شهرسازی وقت، سرانجام منصور واعظی دبیر شورای فرهنگ عمومی کشور اعلام کرد که سوم اردیبهشت همزمان با زادروز شیخ‌بهایی که یکی از ابعاد وجودی او در معماری تبلور پیدا کرده، به نام روز معماری و روز اصفهان نامگذاری می‌شود اما سرانجام رئیس بنیاد علمی پژوهشی معماری و شهرسازی ایران اعلام کرد که با توجه به نامگذاری روز سوم اردیبهشت‌ماه به‌عنوان روز ملی کارآفرینی توسط هیأت دولت، ثبت روز مذکور که مصادف با بزرگداشت شیخ بهایی است، به‌عنوان روز ملی معماری منتفی است.

هرچند استاندار اصفهان در مصاحبه‌ای وعده تشکیل جلساتی برای حل این اختلاف را داده بود اما با این همه، چند سال است که شورای شهر اصفهان سوم اردیبهشت را روز اصفهان اعلام می‌کند و از سوم تا نهم اردیبهشت را به‌عنوان هفته اصفهان نام نهاده و روز سوم اردیبهشت در تقویم رسمی کشور به نام شیخ‌بهایی نام گرفته است اما براساس قول اصفهان‌شناسان روشن است که شورای شهر اصفهان حقایق تاریخی را نادیده گرفته و براساس یک اشتباه، روز سوم اردیبهشت را به نام روز تولد شیخ‌بهایی و روز بزرگداشت او معرفی کرده است.

این تصاویر زیبا رو تقدیم می کنیم به شما دوستانی که وطنتون رو دوست می دارید و به زیبایی های جای جای کشور عزیزمان ایران عشق می ورزید. اصفهان که نگین درخشان ایران و یکی از معدود نقاط دیدنی ایران است، هنوز هم حرف ها برای گفتن دارد و چشم اندازهایش هر انسانی را به تحسین وادار می کند.

به امید روزی كه دوباره زاینده رود پر آب و مردمانش با صفا و محبت و به دور از كینه ها و یك رنگ و همدل باشند و قدر یك دیگر را بدانند؛ از دوستمون، آقای بهروز ملک پور که زحمت ارسال این تصاویر رو کشیدند نیز تشکر می کنیم ...
 
برای مشاهده تصاویر برروی ادامه مطلب کلیک کنید

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  91/12/17ساعت 9:18  توسط حامد غلامي |